Hafez Fal

Original Poem:

می سوزم از فراقت روی از جفا بگردان
هجران بلای ما شد یا رب بلا بگردان
مه جلوه می نماید بر سبز خنگ گردون
تا او به سر درآید بر رخش پا بگردان
مر غول را برافشان یعنی به رغم سنبل
گرد چمن بخوری همچون صبا بگردان
یغمای عقل و دین را بیرون خرام سرمست
در سر کلاه بشکن در بر قبا بگردان
ای نور چشم مستان در عین انتظارم
چنگ حزین و جامی بنواز یا بگردان
دوران همی نویسد بر عارضش خطی خوش
یا رب نوشته بد از یار ما بگردان
حافظ ز خوبرویان بختت جز این قدر نیست
گر نیستت رضایی حکم قضا بگردان

Translated Poem:

I burn out of the scrutin
Hijran became our disadvantage or paste
Fog appears on the green green
To get on to the feet
Mary giants a giant, in spite of hyacinth
Eat the grass like Saba
Yaghma has put the mind and religion out
Break on the head of the hat
I expect the light of Mastan's eye
Hazine and Jami
The era of all written about his
Or paste a bad text from our companion
Hafez is good for your good luck except
If you are not Rezai, the judgment of the judiciary

Fal Original Text:

از جفای روزگار شکایت می کنید کارهایتان آن طور که می خواهید پیش نمی رود. خیلی تلاش می کنید تا خواسته هایتان بر وفق مرادتان باشد اما باید ساخت. فعلا تقدیر برای شما اینچنین رقم زده است. همیشه باید رضایتان به رضای خدا باشد، اینطور آرامش روحی و روانیتان زیاد می شود.

Fal Translated Text:

You complain about your day's work as you want.You strive to make your desires in accordance with you, but you have to build.For now, it has been so fate for you.You must always be satisfied with God's pleasure, so your mental peace and mental relaxation will increase.