Hafez Fal
Original Poem:
کنون که بر کف گل جام باده صاف است
به صد هزار زبان بلبلش در اوصاف است
بخواه دفتر اشعار و راه صحرا گیر
چه وقت مدرسه و بحث کشف کشاف است
فقیه مدرسه دی مست بود و فتوی داد
که می حرام ولی به ز مال اوقاف است
به درد و صاف تو را حکم نیست خوش درکش
که هر چه ساقی ما کرد عین الطاف است
ببر ز خلق و چو عنقا قیاس کار بگیر
که صیت گوشه نشینان ز قاف تا قاف است
حدیث مدعیان و خیال همکاران
همان حکایت زردوز و بوریاباف است
خموش حافظ و این نکته های چون زر سرخ
نگاه دار که قلاب شهر صراف است
Translated Poem:
Now that is flat on the floor of the wallet.
To one hundred thousand languages in the nucleus
Wishing the Bureau of Poems and the Way of the Desert
When is the school and the discovery of discovery
The jurisprudent of the Di school was drunk and the fatwa gave
That can be forbidden but to the end of the endowment
To your pain and smoothly do not judge your good understanding
That what our sago did is the same
Tig
That is the satellite
Hadith
The same is the story of yellowish and boriabaf
Hafiz bent and these tips like red gold
Stare that is the hook of the city of saraf
Fal Original Text:
آنقدر پیشرفت می کنی که نامت بر سر زبان ها می افتد. در علم و تحصیل بکوش که در این راه با تو قیاس نیست. اما هوشیار باش حسد ورزان زیر پایت را خالی نکنند. با خدا باش، نمازت را به موقع بخوان تا او هم کمکت کند.
Fal Translated Text:
You make so much progress that your name falls on the languages.In science and education, try not to compare you in this way.But be careful not to empty the jealousy under your feet.Be with God, pray in time to help him.