Ghazal No. 394: I want a spring that increases all

غزل شماره ۳۹۴: چشمه‌ای خواهم که از وی جمله را افزایش است

I desire a spring from which all receive increase

I desire a beloved from whom the dead find comfort

چشمه‌ای خواهم که از وی جمله را افزایش است

دلبری خواهم که از وی مرده را آسایش است

I am the servant of the encompassing sea that is higher than the encompassing

Both stone and jewel receive forgiveness from his grace

بنده بحر محیطم کز محیطی برتر است

سنگ و گوهر هر دو را از فضل او بخشایش است

The garden and the peacock each have a share of his beauty

He does not leave the crow empty, even though it is unadorned

باغ و طاووسند هر یک از جمالش بانصیب

زاغ را خالی ندارد گر چه بی‌آرایش است

If the form accepts deficiency, the meaning has no lack

The lover is in taste, even though he is in purification

صورت ار نقصان پذیرد نیست معنی را کمی

عاشق اندر ذوق باشد گر چه در پالایش است

Look into the soul that he is unaware of height

Even though in his mold there is defilement in the house

بنگر اندر جان که هست او از بلندی بی‌خبر

گر چه اندر قالب او در خانه آلایش است

Shams Tabrizi, your arrival is for the house of fortune

Its courtyard is illumination and its roof is adornment

شمس تبریزی قدومت خانه اقبال را

صحن را افروزش است و بام را اندایش است